اگر "مسابقهی محله" هیچوقت اجرا نمیشد، واژهی "شیرینکاری" وارد ادبیات نمیشد.
23 August 2010
"سوپر دریانی"
چیزی که احساس میکنم به عنوان جزء لاینفک معماری شهری و به شکل یک سازهی مستقل، جای خودش رو باز کرده
15 August 2010
"عروس رفته گل بچینه"
یکی از کهن ترین بچه باحال بازیای ثبت شده تا امروز
06 August 2010
هر چی هم فکرش رو می کنم، میبینم که نمیشه نقش "کوالالامپور" و سارایه وو" رو در رشد و اعتلای خبرنگاران ایرانی نادیده گرفت
01 August 2010
مسابقه ی ماست خوری:
بانمک بازی ای که هیچگاه جایگاهش رو در مسابقات مدارس از دست نداد
28 July 2010
ببین! وقتی میدونی که خودش متنفره از این که بهش بگی پالپ، و تو میگی، اون هم جایی که هیچ احتیاجی به اسم بردن نیست، هیچ چیزی رو به ذهنم متبادر نمیکنه، غیر از این که خواستی به همه بگی که یا خیلی خفنی و یا خیلی بچه باحالی، و از این وضعیت حالم به هم میخوره
24 July 2010
هر کس هر سوالی ازش میپرسید، سرش رو به نشانهی تایید پایین میآورد و همزمان باهاش میگفت: نچ!
دقیقا بعد از انجام این حرکت بود که احساس میکرد همهی مردم رو تو مشتاش داره.
14 July 2010
"زن داداش"
کلیدی ترین پرسوناژ فیلم های هندی
13 July 2010
یعنی واقعا هیچ مخفف بهتری برای الی الآخر به جز الخ پیدا نکردند؟
07 July 2010
دبستان که میرفتم، فکر میکردم هر کدوم از بچهها که لیوان خرطومی تا شو داره، خیلی خفنه
28 June 2010
دیوونهی این مفسرهایی هستم که از ترکیب "روی کاغذ" استفاده میکنند، خصوصا اگر بعدش بگند: البته فوتبال نود دقیقه است
25 June 2010
تیزبازی طراح تست، این که جواب چهارتا تست پشت سر هم یه گزینه بشه
24 June 2010
با این که سن و سالی ازش گذشته بود، اما هر وقت یکی کولر رو میزد و پمپش رو نمیزد، باز بهش تذکر میداد که کولر الان میسوزه
17 June 2010
کاملا مشخص بود که طرف از اون آدمهاییه که بعد از نوشتن دو تا مطلب برمیگرده و میگه:
خدایا، یعنی واقعا میشه دنیا یه روز بدون من بگذره؟
14 June 2010
"-برنامهات برای آینده چیه؟
- برم خارج و برگردم به کشورم خدمت کنم"
خودش هم میدونست که داره چرت محض میگه.
11 June 2010
- بازی چندچنده؟
"- جفت یک به نفع داور!!"
یعنی تیزبازی و بانمک بودن و تسلط رو با این جمله یکجا جمع کرده.
10 June 2010
بر قوم خویش از دو چیز بیمناکم:
فاز در پیتی و بچه باحال بازی
08 June 2010
اصولا حالم از اتاقی که توش "میز توالت" باشه به هم میخوره
06 June 2010
چند سالی بود وقتی نزدیک جامجهانی و مسابقات بینالمللی میشد، بازار بحث دربارهی تلفظ صحیح اسم "حسن ساس" بالا میگرفت
05 June 2010
"زمان ما اینجوری نبود که تو خونه ی هر کس یه کامپیوتر باشه، کامپیوترهای زمان ما اندازه ی کل این ساختمون بودن و..."
بعد هر کس که این سایز کامپیوترها رو بزرگتر می گفت یعنی خیلی خفن تر بود.
31 May 2010
نسبت آیه ی "هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون" رو سردر دانشگاه، مثل حدیث "قو علی خدمتک جوارحی" میمونه رو سردر باشگاه بدنسازی
29 May 2010
واقعا هیچ سنخیتی بین سبز لجنی و خاکستری تو دو تا رنگ کپسول آموکسی سیلین نمیتونم پیدا کنم.
27 May 2010
برعکس راه رفتن روی پله برقی، باحال بودن در سطح شهروندی
25 May 2010
"تصویر بسته از صورتی با ته ریش تازه درآمده
دستی با انگشتر عقیق، پلک های بی حرکتش را میبندد"
نقطه ی عطف دراماتیک سینمای دفاع مقدس در اواخر دهه ی شصت و اوایل هفتاد
22 May 2010
کلیشهی ثابت برای انتخاب اسم یک وبلاگ باحال:
تراوشات یک ذهن ...
قسمت سهنقطه:
عجیب
خفن
مالیخولیایی
دیوانه
خراب
و ...
21 May 2010
.بعد از با مترو رفتن در تابستان و بهار کم کم جنس بوی عرق قومیت های مختلف داره دستم میاد
19 May 2010
مانیفست خیلی از گروه های هنری:
ما خفنیم، شما چطور؟
17 May 2010
"چشماتو ببند خواب توش نره"
یکی از کثیفترین حقههای والدین برای خوابکردن بچهها